X
تبلیغات
ماجراهای جودی آبوت و بابا لنگ دراز... !!

ماجراهای جودی آبوت و بابا لنگ دراز... !!

ادبی -شخصی-روزانه- همه چیز از جودی ها و جرویس ها!

خوشی هایم رو به تداوم دارند و سختی هایم رو به کاستی. پاییزم فصل مهربانی های مکرر تو شده است و مهر ِجان تو، بهار می کند روزهایم را. خش خش گام های کوچک نوزادی در گوش های زمان می پیچد و دل پاییز را مهربان تر از قبل می خواهد. مهر ِ اردیبهشت مبارک  :) :*

برای وصل ِنفس هایت به نفس های زمین، باید جشن گرفت. برای شکوه داشتنت. زادروزت شادباشی ست برای من. تولدت مبارک خوب همیشه و هنوزم. تولدت مبارک شراب هفت ساله من.

تولدت مبارک مجتبی تقوی زاد ِهمسر  :) :*

پ.ن : این مطلب بعد از چهار سال می توانست شادتر از این باشد. به بهانه زادروز تو می خواستم دوباره اینجا را بنویسم. اگر آرشیوم را از بین نمی بردند، خنده ام بلندتر بود. اگر آقای علیرضا شیرازی می گذاشتند.


+ نوشته شده در  جمعه پنجم مهر 1392ساعت 18:32  توسط ع. س. ف   |